آقای سین

مختصری از احوالات آقای سین...

آقای سین

مختصری از احوالات آقای سین...

به تو که میرسم دوباره لبخندی روی لبم پیدا می شود و دور از چشم دیگران در آغوش تو گم می شوم. سرم را آرام به تو تکیه میدهم و تمام خستگی هایم را برای لحظاتی فراموش میکنم! این همه دیدار اجباری آنقدر مرا به تو وابسته کرده که زود به زود دلم برایت تنگ میشود.

راستش را بخواهی تا همین چند وقت پیش اصلا چشم دیدنت را نداشتم و به تو که میرسیدم تمام بدبختی ها و سختی های عالم به یادم می آمد و سعی میکردم تا می توانم از تو دوری کنم اما کار دنیا اینچنین است و هیچ کس از روز بعد خود خبر ندارد. شاید روزی عاشق چیزی بشویم که تا دیروز از آن متنفر بودیم. چیزی که مهم است این است که الان با تو حال خوبی دارم. وقتی پیش تو هستم دیگر احساس بدی ندارم و دیگر مثل قبل نیستم، که تمام شب را بیدار باشم و خوابم نبرد، ساعت ها سرم را روی پشتی صندلی هایت تکیه میدهم و میخوابم! هرچند بعضی از این راننده ها با تو بدرفتاری میکنند و تو را از چاله و دست اندازی های راه عبور میدهند و با تکان هایی که میخوری خوابیدن را سخت میکنی اما من دیگر عادت کرده ام به این وضع و گله و شکایتی از تو ندارم.

۸ نظر ۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۳:۰۰
آقای سین

چندی پیش در بوفه دانشگاه امیرکبیر با یکی از دوستان نشسته بودیم که بحث به فعالیت های دانشگاه رسید. می گفت دوستان فعال دانشجویی چه تلاش ها که نمی کنند تا این بوفه را مختلط کنند! جای ساعت ها و بلکه ماه ها تحقیق جامعه شناسانه دارد که چگونه می شود سطح دغدغه مندی دانشجویان از 16 آذر سال 32 تا امروز به مطالبه بوفه مختلط تقلیل یافته است.


- عذر تقصیر بخاطر 55 روز دوری از بیان و بیانی های عزیز.

- تشکر از همه دوستانی که کامنت گذاشتن و حالمو پرسیدن بخصوص آقای دچار.

۱۴ نظر ۱۶ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۲
آقای سین

تحول دل‌ها در اربعین علامت این است که «خبری در راه است».  اگر همۀ دل‌ها در جهتِ یک امر الهی متحول شود، این علامت نصرت خداست. چون تبلیغات نمی‌تواند این همه اثر بگذارد. ساده‌ترین تحلیل این است که «پیاده‌روی اربعین، رزمایشی برای لشکریان امام زمان(ع) است»

  

علیرضا پناهیان


۱۰ نظر ۲۰ مهر ۹۶ ، ۰۵:۰۱
آقای سین

شهر جدید
دانشگاه جدید

و زنــدگــی جدید ...

به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم


+ با کلیک و یا لمس لینک های زیر آقای سین را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید.
t.me/mr_3in

instagram.com/mr_3in


۱۹ نظر ۰۱ مهر ۹۶ ، ۱۲:۴۹
آقای سین

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

۲۶ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۸
آقای سین

کم کمک دارد گرد پیری روی زندگیمان مینشیند و ای دل غافل! که روزهای پر از انرژی و شور و نشاط و شادی و با ارزش زندگی یعنی همان جوانی دارد به آخر هایش نزدیک می شود و آقای سین قصه ی ما در خواب زمستانی فرو رفته است. این وسط عروسی های رگباری هم سن و سالان (بعضا کوچکتران) دوست و آشنا و فامیل هم بهانه ای شده است که از صبحگاهان تا پاسی از شب هر موقع در تیررس پدر و مادرِ جانان قرار میگرم با انواع و اقسام گزینه های روی میز و زیر میز و دمپایی و هر آنچه که با خود اندیشه کنند میتواند کارساز افتد حقیر را تهدید و ارعاب کنند که ما خواهان عروسی و جشن و نوه و ... هستیم و هرچه تلاش میکنم آنها را متقاعد سازم که شما فرزندان ذکور دیگری هم دارید که از قضا خواهان و مایل به ازدواج هم هستند اما مگر دست از سر در آستانه ی کچل شدن ما بر میدارند!

از حق نگذریم خواسته غیر معقولی هم ندارند و قصور تا حدودی از حقیر است که سال ها چون کبک سر در برف داشته ام...

به هر حال چند مدتی بود که در افکار خویش فرو رفته تا راه حل و علاجی برای وضع موجود بجوییم و این شد که از خواندن وب نوشته های دوستان محروم بودیم و از همین جا پوزش می طلبیم.

۱۸ نظر ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۳
آقای سین

بی شک اگر صدای هادی عامل توی سالن کشتی پخش می شد رضا یزدانی عزیز داور و رییس تشک و قاضی و حتی مربی اسلواکی رو هم زمین میزد.

۱۵ نظر ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۹
آقای سین
اگر در حرم شاهچراغ یک نفر را دیدید که کنجی نشسته و هاج و واج گنبد و گلدسته و جای جای حرم را نگاه میکند و چند لحظه یک بار لبخندی میزند بی شک آن یک نفر کسی نیست جز آقای سین! ولی انصافا به رویش نیاورید که او را شناخته اید :)
۱۸ نظر ۳۰ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۶
آقای سین

مسابقه فوتبال (یا هر رشته ورزشی دیگر) مقابل تیم رژیم صهیونیستی همان قدر احمقانه است که مسابقه دادن با تیم داعش احمقانه است.

طرف برای گل زدن مقابل آمریکا از خدمت سربازی معاف و سال 88 هم با مچ بند سبز وارد زمین مسابقه شده است و حالا در کمال وقاحت مینویسد: به امید روزی که سیاست دست از سر ورزش بر دارد!

۱۸ نظر ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۵
آقای سین
به خاک پای تو گفتم که تا تو دوست گرفتم
ز دوسـتـان مـــجـــازی چو دشمنان برمیدم
سعدی علیه الرحمه در بیت بالا میفرمایند که (با مصرع اول زیاد کار نداریم): «از دوستان مجازی مانند دشمن گریزان شده اند» و مراتب اعتراض خویش به دوستان مجازی شان را در این شعر ابلاغ میکنند حال این دوستان چه کار کرده اند که شیخ از آن ها رنجیده خاطر است هنوز مشخص نشده است. لازم به ذکر است آقای سین که  ارادت خاصی به استاد سخن نیز دارد اعلام می کند که این نظر شخصی شاعر است و ربطی به نویسنده این وبلاگ ندارد با این حال از همه دوستان مجازی و غیر مجازی و بلاگرین محترم تقاضا مند است در روابط مجازی خود دقت و مراقبت لازم را به کار گیرند.
۲۱ نظر ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۹
آقای سین
آقای سین

الا یــا ایـــــــــها الساقی
ادر کاســــــا و نـــــــاولها
که عشق آسان نمود اول
ولـی افـــــتاد مشکل ها

پیام های کوتاه
  • ۲۵ خرداد ۹۶ , ۲۲:۳۲
    علی