آقای سین

مختصری از احوالات آقای سین...

آقای سین

مختصری از احوالات آقای سین...

آقای سین: باهوش ترین آدم های دنیا اردیبهشتی هستن.
حضرت مادر: باهوش ترین مادر های دنیا بچه شونو اردیبهشت به دنیا میارن! :)
۲۷ نظر ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۳۳
آقای سین

۲۶ سال قبل در چنین روزی آقای سین دیده به جهان گشود :)

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

#یک_سال_پیرتر

 #یک_سال_غمگین_تر

۳۰ نظر ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۳۹
آقای سین

انسان ها در ظاهر بر اثر بالا رفتن سن و پیری، انواع بیماری ها و یا حوادث و اتفاقات می میرند و زندگی دنیوی آن ها به پایان می  رسد! اما حقیقت این است که هر انسان مادامی زنده است که کس یا کسانی را برای دوست داشتن دارد و یا توسط آن ها دوست داشته می شود. روح زندگی با مسئله عشق معنی پیدا می کند، بنابراین اگر کسی را برای دوست داشتن ندارید و یا در این دنیا برای کسی مهم نیستید به زنده بودن خودتان شک کنید!

این شخص لزوما نباید جنس مخالف، همسر و معشوقه شما باشد و میتواند یک دوست، همکلاسی، خواهر و برادر و یا پدر و مادر شما باشد.

تنها به این فکر نکنید که چه کسانی شما را دوست دارند و برایشان مهم هستید و توجه داشته باشید که خود شما هم می توانید با دوست داشتن دیگران به آن ها فرصت زندگی بدهید!

۲۴ نظر ۱۷ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۲۱
آقای سین

مهم | لطفا این کلیپ را با دقت تا آخر ببینید.

 

 

دریافت
مدت زمان: 8 دقیقه 37 ثانیه

 

۰۶ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۲۴
آقای سین

اولین شب جمعه ماه رجب را شب آرزوها گویند. در آموزه های اسلامی فضیلت های بسیاری برای آن ذکر شده است و اعمال خاصی نیز دارد. از جمله روزه گرفتن پنجشنبه آخر رجب و نماز خاصی که بین نماز مغرب و عشا شب جمعه خوانده می شود. اطلاعات بیشتر

+ آقای سین شخصا عجایب این شب را تجربه کرده است و پیشنهاد می کند این شب را از دست ندهید.

۱۲ نظر ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۰۳
آقای سین

درسته این چند روز کلی پست آخر سالی و عیدانه ای خوندین و حالتون دیگه از این پست ها بهم میخوره، ولی من دوستون دارم و براتون مینویسم :))

درسته ما هر کدوم گرفتاری و بدبختی های خودمون رو داریم و هرکی یه جور گرفته است، ولی نوروز برای همینه که تازه کنیم حال و احوالمون رو :))

درسته سنمون از سن عیدی گرفتن رد شده، ولی خوشبختانه هنوز وارد سن عیدی دادنم نشدیم :))

درسته ما توی جام جهانی هیچ شانسی نداریم و تیممون گلبارون میشه، ولی پرسپولیس رو داریم که قهرمانه همیشه :))

درسته یه عده خائن قصد دارن با گرونی ایجاد کردن و خیانت های دیگه کشور رو تقدیم بیگانه ها کنن، ولی هستن کسایی که هنوز مثل کوه پشت این مرز و بوم ایستادن :))

درسته هزارتا حرف دیگه برا گفتن دارم، ولی اذیتتون نمیکنم و نمینویسمشون :))

سالی پر از موفقیت و شادی براتون آرزو میکنم

عیدتون مبارک

۱۴ نظر ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۳
آقای سین

نخست همه ی برادران و خواهران خود را دعوت به تقوای الهی میکنم و سپس اوصیکم بالعشق و الاکتشاف المعشوق فی الاوایل العمر، که انسان در چشم برهم زدنی جوانی را از دست خواهد داد. مهم تر از درس و دانشگاه و مدارج علمی و موقعیت های شغلی و ثروت و مانند اینها، شریک زندگی یا بقول شما امروزی تر ها نیمه ی گمشده است.

نیمه ی گمشده خویش را پیدا کنید و در همان جوانی و بیکاری و مشکلات با او ازدواج کنید که کسی که در سختی کنار شما باشد در آینده ی رویایی که به کمک یکدیگر خواهید ساخت نیز شما را تنها نخواهد گذاشت.

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی 

سر بجنبانی خودت را پیر پیدا میکنی

+ عروسی های پیاپی و رگباری فامیل و دوستان و همشهری ها امانمان را بریده است! (برای روشن تر شدن ماجرا بگم که فردا شب چهار عروسی همزمان دعوت هستیم) البته تعدد عروسی ها رو میشه تحمل کرد ولی اینکه با هر عروسی فشار افکار عمومی و خصوصی به بنده زیاد و زیاد تر میشه خیلی آزار دهنده است.

۳۴ نظر ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۳۴
آقای سین

آن قدر بدم می آید از این دانشجوهایی که در گروه های تلگرامی دانشگاه دائما درباره پیچاندن کلاس ها در ایام پایان سال بحث می کنند، که حتی از یک استقلالی بی منطق و لجباز و یک دنده بدم نمی آید!

چه معنی دارد این بحث های مسخره! 

دانشجو خودش باید بداند که وقتی امتحان های ترم مهر تمام شد، با دانشگاه خداحافظی کند و بعد از تعطیلات نوروز و در اوایل اردیبهشت دوباره به آغوش گرم علم و دانش بازگردد.

۳۴ نظر ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۴۶
آقای سین

به حضرت مادر می گویم دوست دارد چه چیزی برای روز مادر هدیه بگیرد؟
لبخندی میزند و می گوید: یک عروس!


روز مادر و هدیه روز مادر برای شما چقدر اهمیت دارد؟ آیا حاضرید بخاطر خوشحال کردن مادرتان ازدواج کنید؟

۲۸ نظر ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۰۵
آقای سین

حتما داستان یا جوک آن بنده خدایی را شنیده اید که اقدام به تاسیس باغ وحش نمود اما کسی از آن استقبال نکرد، فکری کرد و قیمت بلیط ورودی را نصف کرد اما باز هم کسی از باغ وحش او بازدید نمیکرد. تا اینکه یک روز بلیط ورودی را رایگان کرد و همین که همه ی مردم شهر وارد باغ وحش او شدند درهای باغ وحش را بست و در قفس شیر ها را باز کرد و برای خروج از باغ وحش قیمت خیلی زیادی تعیین کرد!

چند وقتی بود شعرهای خودم را در یک سایت به اشتراک میگذاشتم تا اینکه تصمیم گرفتم چندتا از آنها را بنا به دلایلی حذف کنم که متوجه شدم برای حذف کردن هر یک از آن ها باید مقدار زیادی پول پرداخت کنم!

+ کسی از دوستان فامیل یا آشنایی توی بانک داره یک وام با درصد سود پایین برای آقای سین جور کنه؟ :))

۱۹ نظر ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۱
آقای سین
آقای سین

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی!

پیام های کوتاه
  • ۲۵ خرداد ۹۶ , ۲۲:۳۲
    علی